۱۳۹۰ آذر ۱, سه‌شنبه

بیانیه زندانیان سیاسی بند 350 اوین به مناسبت سالگرد قتل های زنجیره ای


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: 9 تن از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین تهران، در سیزدهمین سالگرد قتل فجیع داریوش و پروانه فروهر بیانیه ای منتشر کردند.
«سیزده سال گذشت از آن شب پاییزی، سوگ ملت و سرور و جنون شب‌مداران. آری در تحسین شب آذر 1377 داریوش و پروانه فروهر به غیرانسانی‌ترین صورت ممکن تنها به جرم غمخواری مردم، کاردآجین شدند. عزیزانی که در تمام عمر سرشار از مبارزات حق‌طلبانه و دموکراسی‌خواهانه خود لحظه‌ای از راه راستین و دغدغه سعادت و آزادی مردم ایران پای پس ننهادند. و در ادامه آن آذر شوم که با شهادت داریوش و پروانه آغاز شد، خشونت‌گرایان به سراغ روشنفکران و نویسندگان منتقد دیگر رفتند و در میان اعضای کانون نویسندگان ایران و سایر روشنفکران منتقد، قرعه به نام محمد جعفر پوینده، محمد مختاری و مجید شریف زدند تا فهرست بلندبالای قتل‌های سیاسی- عقیدتی را که از آذر 67 با قتل دکتر کاظم سامی شروع شده به منزل دیگرانی چون سعیدی سیرجانی، احمد میرعلایی، تفضلی، زال‌زاده و بسیاری دیگر رسیده بود و در همان سال 77 پیروز دوانی را قربانی خویش یافته بود به اوج خود رسد.
هر چند که دیگر فضای پس از دوم خرداد 86 و حساسیت افکار عمومی بدان سان نبود که قتل‌های مخالفان در سکوت و خاموشی جامعه برگزار گردد و دم اعتراضی از کسی برنخیزد! و هزاران افسوس علی‌رغم اینکه در ابتدای راه مجبور به عقب نشینی گردیده، با پذیرش مسئولیت قتل‌ها توسط وزارت اطلاعات، کورسوی امیدی نزد افکار عمومی برای مجازات آمران و عاملان این جنایت پدید آمد، اما در ادامه مسیر حاکمان به رسم مألوف خویش بازگشته، با تقلیل موضوع به اقدامات تعدادی عناصر خودسر و آنگاه خودکشی سوال برانگیز نفر اول عاملان به اصطلاح خودسر و سپس با برگزاری دادگاهی غیر علنی و خارج از رصد افکار عمومی و در نهایت صدور حکم زندان برای تعدادی از عوامل دست چندم و میدانی، آمران را به عنوان مجرمان و گناه‌کاران اصلی قضیه فروگزاردند تا پرونده با روندی شبهه‌ناک مختومه گردد و بدین سان نظام سیاسی این فرصت را از خود سلب نمود که یکبار برای همیشه از اشتباهات گذشته‌اش درس گرفته، تکلیف خود را با طیف تمامیت خواه سنگر گرفته در پشت نظام اسلام‌خواهی روشن سازد.
هرچند که همان زمان نیز چندان امیدی به این امر نبود! اما در عمل و واقعیت سیاسی ایران همان طیف به حیات خود ادامه داد و تنها چندماه بعد با دستگیری نزدیک‌ترین یاران فروهرها و برخوردهای دیگر با اعضای کانون نویسندگان و صدور و اجرای حکم زندان برای وکیل پرونده و شکنجه‌های دردناک دستگیرشدگان در شکنجه‌گاه توحید نشان داد که در بر همان پاشنه می‌چرخد که می‌چرخید.
آری این طیف امکان بازسازی خود را چنان یافتند که در ادامه به آنچنان بحران‌سازی‌های سیاسی - اجتماعی دست زدند که رئیس‌جمهور وقت حمله ناجوانمردانه به کوی دانشگاه در 18 تیر سال بعد را نتیجه پیگیری پرونده قتل‌های زنجیره‌ای بیان کند و آنگاه در سال‌های بعد بتوانند اندک روزن فضای باز سیاسی پس از 2 خرداد را نیز ببندد و روزنامه‌ها را به محاق توقیف نشاند و روزنامه‌نگاران منتقد و سخن گفته در باب این قتل‌ها به بند کشد و حتی پس از سال 1382 اجازه برگزاری مراسم سالگرد شهدا این قتل‌ها را نیز ندهد!
در پایان با تکرار غریو دادخواهی شیردخت پروانه و داریوش (پرستو فرهر) و سایر خانواده‌های مقتولین که "دادخواهیم این بیداد را"، اعلام می‌داریم پرونده قتل‌های زنجیره‌ای کماکان نزد دیدگان مردم مفتوح بوده، و ما حتی در زندانی که بر آمده از بی‌عدالتی قضایی است نیز روزی را به انتظار نشسته ایم که در دادگاهی علنی و طی یک دادرسی عادلانه، آمران و قاتلان واقعی را بر روی صندلی محاکمه به نظاره بنشینیم».
امضاکنندگان: دکتر سید محمد سیف‌زاده، جواد علیخانی، پیمان عارف، آرش صادقی، سید مهدی خدایی، مجید اسدی، مصطفی نیلی، احمد شاهرضائی، دکتر نادر بابایی

۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه

شکایت عبدالفتاح سلطانی از دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: به دنبال اظهارات محمد جواد لاریجانی مبنی بر مرتبط دانستن عبدالفتاح سلطانی وکیل برجسته حقوق بشر با گروه های تروریستی، این وکیل دربند دادگستری و وکلایش از جواد لاریجانی شکایت خواهد کرد.
معصومه دهقان همسر آقای سلطانی با اشاره به اینکه در ملاقات کابینی امروز صبح، پنج شنبه، با همسرش صحبت های روز گذشته آقای لاریجانی را انتقال داده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «آقای سلطانی گفتند که اگر برای من امکان داشته باشد خودم شکایت می کنم ولی اینجا من دستم بسته است نه قلم دارم و نه کاغذ. اما به دلیل اتهام بی ربطی که به من زده شده است، اتهامی که نه تفهیم شده و نه ثابت شده است در هر فرصتی یا خودم یا از وکلایم خواهم خواست که از ایشان شکایت کنند.»
روز گذشته جواد لاریجانی، رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در کنفرانس مطبوعاتی در سازمان ملل در نیویورک در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در مورد دستگیری وکلایی همچون عبدالفتاح سلطانی عبدالفتاح سلطانی گفت:‌ «هیچ وکیلی به دلیل حرفۀ وکالت و یا اینکه مدافع حقوق بشر است در زندان نیست. اما هر فردی که در فعالیتهایی علیه امنیت کشور دست داشته باشد، به خصوص کسانی که با گروههای تروریست ارتباط داشته باشند…آقای عبدالفتاح سلطانی با گروههای تروریستی ارتباط دارد که مسئول قتل بیش از ۱۰ هزار نفر در ایران می باشند.»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی در خصوص اینکه آیا اتهام ارتباط با گروه های تروریستی قبلا به همسرش تفهیم شده است گفت: «اتهام های آقای سلطانی به خودش و وکلایش تفهیم شده، پرونده کیفر خواست خورده است، قرار مجرمیت صادر شده و پرونده به شعبه منتقل شده است هیچ وقت چنین حرفی نبوده است. این دنباله داستان آقای مرتضوی است که وقتی چند سال پیش سلطانی را دستگیر کردند، گفتند او جاسوس است بعد همسرم تبرئه شد و البته هیچکدام هم حتی عذرخواهی نکردند حالا خسارت هفت ماه زندان و انفرادی بماند. واقعا اگر کسی با تروریست همدست شده باشد بعد از دو ماه یادشان نمی افتد که آن را مطرح کنند.»
همسر عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و از هیات موسسان کانون مدافعان حقوق بشر پیش از این در خصوص اتهام های همسرش گفته بود: «خود آقای سلطانی در تماس تلفنی اش گفت که اتهامات من تبلیغ علیه نظام، تاسیس کانون مدافعان، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و گرفتن جایزه حرام عنوان شده است. منظور از جایزه حرام ایشان، جایزه حقوق بشر نورنبرگ در سال ۱۳۸۷ است که به آقای سلطانی به دلیل فعالیت هایش تعلق گرفت.»
معصومه دهقان در واکنش به صحبت های لاریجانی گفت: «من فقط می توانم بگویم که خیلی متاسفم. از نظر قانونی رفتار آقای لاریجانی جرم محسوب می شود. تا زمانیکه آقای سلطانی به دادگاه نرفته است و اتهامش ثابت نشده است ایشان حق گفتن نداشته اند. ایشان که معاون حقوق بشر است باید این چیزها را بداند که حتی اگر این اتهام درست باشد و آقای سلطانی مجرم باشد اما تا زمانیکه ثابت نشود ایشان حقوق گفتن نداشته اند. ثانیا ایشان با چه دلیل و مدرکی این حرف را زده اند؟»
همسر عبدالفتاح سلطانی گفت: «به دلیل اتهام نامربوطی که به همسرم زده شده و خدشه ای که به خانواده ام وارد شده است می خواهم که وکلای همسرم از آقای لاریجانی شکایت کنند و امیدوارم در دادگاه های بی طرف به این شکایت رسیدگی شود.»
به گفته معصومه دهقان، عبدالفتاح سلطانی، وکیل و عضو هیات موسسان کانون مدافعان حقوق بشر امروز برای دو ماه دیگر قرار بازداشت موقتش تمدید شده است.

۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

اقای لاریجانی غرب نمیخواهد شما ازسازمان ملل قهر کنید .سالیان است شما با دنیا قهرهستید؟



درود بر دوستان . مطلبی در خبر انلاین آمده بود از طرف آقای جواد لاریجانی  دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه . اول آنکه بگویم برادران لاریجانی حدودا 5نفرهستند وهر کدام مانند موشی در تنه پوسیده جمهوری اسلامی جایی برای خود گرفته اند و هر کدام  به یک نوعی دست در ظلم وستم به مردم ایران دارند .در خبرانلاین  به نقل از جواد لاریجانی  مطلبی درج شده بود که من گوشه هایی از آن را در این مطلب می آورم وسوالهایی از این دبیر ستاد حقوق  بشر قوه قضائیه می پرسم وجوابهایی برای این آقا دارم . به نقل از آقای جواد لاریجانی آمده بود: به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، محمدجواد لاریجانی که به منظور تبیین مواضع جمهوری اسلامی در کمیته سوم سازمان ملل، به آمریکا سفر کرده است در بدو ورود به نیویورک به خبرنگاران گفت : سازمان ملل باید خانه انصاف همه اعضا و نقطه امید و اتکای ملت های جهان باشد. اما متاسفانه در حال حاضر این موضوع به یک آرزو و یا به یکی از ایده آل هایی که شاید در آینده محقق شود تبدیل شده است.
مشاور امور بین الملل رئیس قوه قضائیه در ادامه گفت: متاسفانه اکنون واقعیت ماجرا با این نقطه ایده آل خیلی فاصله دارد و اوضاع خیلی متفاوت است. واقعیت این است که در ساختار سازمان ملل کشورهایی رخنه کرده اند که استاد بهره برداری و سوء استفاده از این ساختارها و مکانیزم ها در راستای منافع خودهستند.
دبیرستاد حقوق بشر در ادامه با اشاره به اینکه ایران در سی سال گذشته دموکرات ترین کشور منطقه بوده است اما کوچکترین رویدادهای آن بعضا به دستاویزهای بزرگ برای حملات رسانه ای و فشارهای بین المللی از سوی غربی ها تبدیل شده گفت: برغم وجود همه این نقایص، ما همچنان سازمان ملل را خانه خود به حساب می آوریم و معتقدیم که اگر صحنه را خالی کنیم در راستای منافع غرب حرکت کرده ایم و این همان چیزی است که آمریکایی ها می خواهند؛ یعنی آنها دوست دارند ما از خانه خودمان قهر کنیم و حضور نیابیم تا آنها همه این سازمان را یک جا تصاحب کنند...... : درحالی که ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل بیشترین همکاری و موفقیت ها را داشته است این کشورها در نشان دادن تخاصم خود به ایران و بهره برداری از مکانیزم های سازمان ملل برای وارد آوردن فشار به کشورمان در عرصه های مختلف با یکدیگر مسابقه گذاشته اند.
دبیر ستاد حقوق بشر با اشاره به اینکه عمده مسائل مطرح شده از سوی کشورهای غربی در پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی در کمیته سوم سازمان ملل تکراری و بی اساس است گفت : به طور مثال در بخشی از پیش نویس این قطعنامه آمده است که ایران شفافیت لازم در مباحث حقوق بشری را ندارد. این در حالی است که جزیی ترین مسائل مربوط به این حوزه را همه می دانند. یعنی ما هیچ اقدام مخفیانه ای در این حوزه نداریم و  از زمان دستگیری، بازجویی، محاکمه و حتی اجرای احکام هر متهم، خبرهای آن در همه رسانه ها منعکس می شود.
لاریجانی گفت غربی ها در حالی ما را به نداشتن شفافیت متهم می کنند که اگر خوب دقت شود کاملا مشهود است که ما به خاطر شفافیت زیاد مورد اتهام هستیم. در سنگین ترین پرونده های قضایی که متهم شدیدترین مجازات را که اعدام است دریافت می کند، همه از رویه های قضایی از بدو شروع تا انتها و حتی کیفیت آن مطلع می شوند. جالب این جاست که همه این رویه ها قانونی است و حتی خود غربی ها ما را شماتت می کنند که چرا اعدام در ملا عام دارید.
مشاور امور بین الملل رئیس قوه قضائیه با تاکید براینکه ایران همواره به مکانیزم ها و ساختارهای سازمان ملل احترام گذاشته است گفت : آنچه ما تاکید داریم و از همه کشورهای جهان نیز خواسته ایم این است که اجازه ندهند کشورهای قدرتمند از این نهاد بین المللی در راستای اهداف خود بهره برداری سیاسی کنند چرا که اگر جایگاه و شان سازمان ملل خدشه دار شود همه جهان متضرر خواهند شد.
دوستان گوشه های زیادی از سخنان اقای جواد لاریجانی را در اینجا ذکر کردم .حال سوالهایی از اقای  جواد لاریجانی دارم .1.اقای لاریجانی شما که میفرمایید سازمان ملل باید خانه انصاف وامید اعضا باشد .چرا خود شما وسران نظام برای  این خانه انصاف  احترامی قائل نمیشوید ؟.2. چرا سران نظام وخود شما قطعنامه های این نهاد را اجرا نمیکنید وانها را کاغذ پاره میدانید؟.3. چرا از راه دادن کمیسر عالی ناظر حقوق بشر این خانه انصاف به کشور ایران جلوگیری کردید .وبه درخواست ورود به خاک ایران وگفتگو با زندانیان سیاسی وخانواده انها سر باز زدید؟ .4. شما که ایران در طی 30سال دموکرات ترین و شفاف ترین کشور میدانید. میتوانید بگویید از چه لحاظ دموکرات بوده ؟و شفافیت از چه لحاظ داشته ؟هرچند که خود جواب داده ایید دموکرات بودن و شفاف بودن  جمهوری اسلامی را دراعدامهای  ملاء عام ان دانسته ایید . اقای لاریجانی با کدام دادگاها متهمان را به چوبه دار در ملاء عام میبرید؟ با دادگاهای فرمایشی بدون وکیل وهیئت منصفه ؟دادگاهای چند دقیقه ایی را شفاف میدانید چون شخص را در ملاءعام به دار می اویزید شفاف است؟حال جوابهایی برای شما دارم.1. خود نظام جمهوری اسلامی یکی از کشورهایی است که باعث بی اعتبار شدن این سازمان میشود با رفتار وگفتار مسئولانش از امریکایی دانستن این نهاد تا کاغذ پاره دانستن قطعنامه های این نهاد.2.شما که حکومت خود را دموکرات وشفاف میدانید چرا از آمدن کمیسر عالی سازمان ملل به ایران جلوگیری کردید؟ غیر از این است که عزیزان کشورما ومبارزان کشور ایران در دخمه های شما دربدترین وضعیت روحی وجسمی هستند ؟ غیر از این است هموطنان ما ومبارزان کشور ماآقایان طبرزدی، کاظمینی بروجردی ، سحرخیز، ابوالفضل قدیانى، حسین رونقى ملکى و معصوم فردیس و ..........................خانمها بهاره هدایت ،مهدیه گلرو،نسرین ستوده و.....................هزاران هزار زندانی سیاسی دیگر ما در بدترین وضعیت روحی وجسمی هستند وشما میدانید ونمیگذارید دنیا از حال انها باخبر گردد.3.همان کشور امریکا واسرائیل که شما سازمان حقوق بشر را زیر دست آنها میدانید بارها امریکا واسرائیل را محکوم کرده وآنموقع مورد تایید شما بوده .1.دوسال ونیم قبل درمحکومیت حمله اسرائیل به غزه در گزارش 700صفحه ایی ریچارد گلدستون .2. تاریخ8مهر 89 محکومیت اسرائیل برای حمله به کشتی مرمره .3.درتاریخ 1ابان 89محکومیت اسرائیل ازطرف یونسکو برای نقض حقوق بشر در غزه.4. 15ابان89محکومیت امریکا بخاطرنقض حقوق بشر تمام این تاریخها در ارشیو صداوسیما جمهوری اسلامی موجود است واز رادیو تلوزیون جمهوری اسلامی پخش شده. پس میبینید که این نهاد هم امریکایی نیست بلکه شما نظام سرکش وناقض حقوق بشر هستید .ودر اخر آقای لاریجانی کسی نمیخواهد شما با سازمان ملل قهر کنید سازمان ملل جایی است که تمام کشورهای مستقل دنیا در آن است . شما ببینید در دنیا با چند کشور رابطه دارید جز عده انگشت شماری که مانند حکومت شما دیکتاتور هستند وبرای چپاول منابع مردم ایران میایند . آقای لاریجانی غرب نمیخواهد شما ازسازمان ملل قهر کنید .سالیان زیادی است شما با دنیا قهرهستید! زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران . نویسنده گان ستار ولاله

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

انتقاد از «دزدان» سپاه و اطلاعات در دهمین نامه نوری‌زاد به خامنه‌ای


محمد نوری‌زاد در دهمین نامه خود به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته است، زمانی که ماموران وزارت اطلاعات مشغول شنود مکالمات مردم بوده‌اند، احمدی‌نژاد برای روز مبادا اسناد و مدارک دلخواه را از وزارت اطلاعات خارج کرده است.

محمد نوری‌زاد، روزنامه‌نگار و کارگردان منتقد حکومت ایران در نامه دهم خود به آیت‌الله خامنه‌ای با عنوان "دزدان اطلاعات و دزدان سپاه"، از این دو نهاد امنیتی جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده است.
آقای نوری‌زاد در این نامه برخی رفتارهای ماموران وزارت اطلاعات را شرح داده است. وی در این نامه خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته است: «دریغ که جناب شما و خانواده محترمتان از آن روی که در محافظت شدید قوای امنیتی به‌سر می‌برید، از برکات جاری برادران سپاه و سربازان گمنام امام زمان برخوردار نیستید.»
محمد نوری‌زاد به آیت‌الله خامنه‌ای یادآوری کرده است: «درخانه شما دوربینی کار نگذاشته‌اند تا خصوصی ترین رفتار شما را، آنگاه که دستی به سر همسر خویش می‌کشید یا از شنودن لطیفه‌ای غش غش می‌خندید یا چیزی می‌خورید و چیزی دود می‌کنید و چیزی را جابجا می‌کنید، همان‌ها را فیلم کنند و برای رسیدن به حاجت‌های سخیفشان، شما را به انتشار آن فیلم‌ها تهدید کنند.»
این کارگردان منتقد حکومت ایران درباره فشار بر خانواده خود خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته است: «درمیانه راه، همسر و دختر جوان شما را به زندان اوین فرا نمی‌خوانند تا پنج ساعت تمام، به اسم "پاره‌ای توضیحات"، خصوصی‌ترین مسائل خانوادگی را با همسر شما، و مسائل رختخوابی را با دختر شما در میان بگذارند. درست همان کاری که سربازان گمنام امام زمان و برادران سپاهی با همسر من و با دختر جوان من کرده‌اند. دستور فرمایید گفتگوی ضبط شده‌ی بازجوی هیولای مرا با دختر جوانم برای شما پخش کنند تا خود با دو گوش مبارکتان سخنان این هیولای جنسی و روانی را بشنوید تا به نمونه‌ای از برکاتِ جاریِ امثال او وقوف یابید.»
آقای نوریزاد معتقد است وزارت اطلاعات و سپاه ایران "دزدیده" شده‌اند. او نوشته است: «همین کاری که آقای احمدی نژاد با جنازه وزارت اطلاعات کرد و درآن دوسه ماه سرپرستی‌اش، دست به اعماق واسرار این وزارتخانه برد و برای روزهای مبادای خود، اسناد و مدارک دلخواه را یک‌جا در چمدان مخصوصش ریخت و آن‌ها را به یک جای امن برد.»
به گفته این روزنامه‌نگار «قدر و قیمت اسرار و اسناد برداشته شده از وزارت اطلاعات» برای احمدی‌نژاد، «همسنگ تریلیاردها پول و فرصتی است که او و اطرافیانش دراین مدت از هرکجای این مملکت بی‌بزرگتر بالا کشیده‌اند.»
در همین زمینه روزنامه ایران در شماره شنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰، ادعا کرده بود محمود احمدی‌نژاد ۱۴۰ هزار سند مکتوب علیه ۳۱۴ نفر از رقبا و مخالفان خود دارد.
فیلم «محرمانه برای رهبرم»
آقای نوریزاد در نامه دهم خود خود نوشته است: «اکنون این اوست که  با همین اسناد ربوده شده، انگشت صغیر و کبیر ما و شما را به زیر پتک زیرکی خود برده است. حالا دیگر فلان شخصیت برجسته‌ی کشور یا  فلان آیت‌الله پرطمطراق یا فلان آیت‌الله زاده‌ی پرنفوذ مگر می‌توانند به او چپ نگاه کنند؟ چپ نگاهش کنند، حیثیت آلوده و دروغین‌شان را با فشار یک دکمه برملا می‌کند. که: "اگر بنا بر غرق شدن من است، چرا همگی با هم غرق نشویم"؟»
به اعتقاد محمد نوری‌زاد، «این کلاه گشاد، درست آن زمانی به سر برجستگان ما و ماموران بظاهر تیزهوش وزارت اطلاعات رفت که آنان با لذت و کیفوری، مستغرق شنود مکالمات خصوصیِ مردم بودند و خط قرمزهای امنیتی کشور را تا حد مسخره شرکت چند جوان در یک مجلس دعای کمیل تنزل داده بودند.»
محمد نوریزاد همچنین به "دزدیده شدن"، چهار دستگاه کامپیوتر و آلبوم‌هایی از عکس‌های خانوادگی و کاملا خصوصی و لوازم دیگر خود از خانه و محل کارش توسط ماموران وزارت وزارت اشاره کرده است.
محمد نوری‌زاد پیش از این در گفت‌و‌گو با دویچه وله درباره موضوع فیلمی که به تازگی با عنوان "محرمانه برای رهبرم" در حال تهیه‌ آن است، گفته بود: «هر آن‌چه در این مدت بر من رفته است را به صورت یک فیلم داستانی درآورده‌ام. از نخستین روزی که به دادسرا و از آن‌جا به اوین منتقل شدم تا نهایتا روزی که بازآمدم، همه را در قالب یک فیلم‌نامه جای دادم. زیبایی و شاید خصوصیت خاص این فیلم‌نامه این است که از ابتدا تا انتها، گرچه به شکل داستان روایت می‌شود و وجه دراماتیک آن هم رعایت شده، ولی فقط و فقط خود من جلوی دوربین هستم. در لباس زندان، در سلول انفرادی، در حال بازجویی، در محکمه‌ی فلان قاضی، جلوی دادستان، فقط خودم جلوی دوربین هستم.»
آقای نوری‌زاد در دهمین نامه‌ی خود به آیت‌الله خامنه‌ای از دزدیده شدن هشتاد دقیقه از این فیلم به همراه تمام وسایل فیلم‌برداری خود توسط "دزدان سپاه" خبر داده است.

مرگ مشکوک پسر محسن رضایی



مجمع تشخیص مصلحت نظام روز یکشنبه اعلام کرد که احمد رضایی، فرزند محسن رضایی، دبیر این مجمع، در هتلی در دوبی به «طرز مشکوکی» جان باخته است. احمد رضایی در دور اول ریاست جمهوری محمد خاتمی به آمریکا پناهنده شده بود.

شهرام گیل آبادی، معاون اطلاع رسانی دبیرخانه مجمع در گفت و گو با وب سایت محسن رضایی گفته است: «احمد رضایی که در هتل گلوریای دوبی در طبقه
۱۸ اتاق ۲۳ اقامت داشته، به طرز مشکوکی درگذشته است.»

آقای گیل آبادی گفته است که این موضوع در حال بررسی است و به محض تکمیل اطلاعات، جزییات آن منتشر خواهد شد.

در همین حال، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام پلیس دوبی گزارش داده که احمد رضایی احتمالا خودکشی کرده است.

این مقام گفته است، جسد آقای رضایی اواخر روز جمعه و در حالی پیدا شد که مچ دست چپ او بریده شده بود.

این مقام پلیس دوبی که نخواست نامش فاش شود، افزوده است که شواهدی دال بر حمله به احمد رضایی وجود ندارد و موضوع خودکشی او در دست بررسی است.

سایت محسن رضایی در خبر خود، درگذشت پسر محسن رضایی را «همزمان با شهادت جمعی از همرزمان محسن رضایی» عنوان کرده است که ظاهرا اشاره آن به کشته شدن شماری از نیروهای سپاه پاسداران در انفجار روز شنبه در یک پادگان نظامی در اطراف ملارد کرج است.

محسن رضایی که در طیف اصولگرایان جمهوری اسلامی قرار دارد از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران است که در انتخابات دهم ریاست جمهوری از رقبای محمود احمدی نژاد بود.

احمد رضایی، پسر ارشد محسن رضایی، در سال
۱۳۷۷، دور نخست ریاست جمهوری محمد خاتمی، از طریق دوبی به آمریکا گریخت و در آنجا به موضعگیری های تندی علیه مقام های جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

وی سال
۱۳۷۷ در گفت و گو با صدای آمریکا، قتل های زنجیره ای را طراحی شده در بیت رهبر جمهوری اسلامی ایران و با همکاری اکبر هاشمی رفسنجانی عنوان کرده بود.

احمد رضایی گفته بود: «تمام این تحولات و ترورهایی که در جمهوری اسلامی ایران رخ می دهد، در دفتر آقای خامنه ای تصمیم گیری می شود. حتی درباره کارهای تروریستی در سایر نقاط دنیا ایشان تصمیم می گیرد با مشورت آقای رفسنجانی.»

محسن رضایی درباره فرار فرزندش گفته بود که افرادی از آمریکا نزد او آمدند و خود را عضو ناسا معرفی کردند و پسرم را اغفال کردند.

احمد رضایی در سال
۱۳۸۴ در سکوت کامل به ایران بازگشت و یکسال بعد، در اوایل اسفند ۱۳۸۵ محسن رضایی تایید کرد که پسرش به کشور بازگشته است.

آقای رضایی در برنامه تلویزیونی «مردم ایران، سلام» در پاسخ به پرسش مجری برنامه که از وضعیت پسرش پرسید، گفت: «ایشان قریب یک سال است پس از درمان و حضور در آمریکا به ایران برگشته و مشغول فعالیت و زندگی در ایران است.»

بر اساس گزارش رسانه های نزدیک به محافظه کاران از جمله سایت رجانیوز، احمد رضایی در زندگی خود چهار بار ازدواج کرده بود که دو همسر وی پس از فرار از ایران، آمریکایی و سپس کره ای بودند.

سایت های خبری در سال
۱۳۸۸ بار دیگر گزارش دادند که وی از همسر چهارم ایرانی خود جدا شده و به آمریکا بازگشته است.
عکسهای منتشر نشده از حضور مرحوم احمد رضایی میرقائد و پدرش در منزل سردار سرلشگر شهید علی هاشمی در اهواز / سال 85