ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

هرم ، عملکرد احزاب را، وارونه بسازیم!



درود، بر دوستان ( بنام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه برنگزرد)

همیشه در جوامع چه جوامع ازاد، و چه جوامع دیکتاتوری، احزاب وجود داشته ودارند.  این احزاب بسته به موقعیت جامعه موضع گیریهای متفاوت دارند. مثال  تشکیل احزاب را میتوانیم اینگونه بیان کنیم. یک هرم ویا همان (مثلث) معمولی را درنظر بگیریم.  در اصل قسمت اصلی و پایین این هرم (مثلث) را مردم تشکیل میدهند. قسمت دوم یا همان وسط مثلث  را فعالین سیاسی، عقیدتی ، حقوق بشری و......تشکیل میدهند که این فعالین از بین خود مردم یعنی صفحه زیرین و پایه جامعه، بطور دلخواه نسبت به سلیقه خود و بطور خود خواسته فعالیت میکنند. ودرمرحله سوم وبالای هرم، باکنار هم امدن فعالین نسبت به فعالیتهایی که میکنند، و قرار دادن یک قانون  ویک خط مشی برای تشکیل یک حزب، این فعالین تشکیل حزب میدهند،و نوک هرم کامل میگردد.یعنی بالای هرم را احزاب میگیرند درساختار جامعه.  جمع حزبها را احزاب میگویند. احزاب، مخالف یک نظام را اپوزیسیون ان نظام مینامند.  در اصل تشکیل احزاب  اینگونه است، شبیه  ساخت هرم.    اما در زمان کار کردن، وبه حرکت در اوردن جامعه، این نقش برعکس میشود! به اینگونه که اگر در تشکیل احزاب اول مردم جامعه بودند، دوم فعالین خود خواسته و سوم و تشکیل شدن  حزبها، و هرم کامل میشد.  در هنگام فعالیت و به حرکت دراوردن جامعه، این نقش برعکس میشود.  به اینگونه که اول احزاب تصمیم گیری میکنند برای انجام یک حرکت، سپس با انتقال نظرات خود به فعالین در احزاب خود، از طریق فعالین، اگاه سازی و اطلاع رسانی درجامعه وبین مردم میکنند، و مردم را برای موافقت یا مخالفت با سیاستها ویا خود دولت ونظام اماده میسازند. درزمان عملکرد به اینگونه است. .
 1 در جامعه های ازاد و دموکراتیک، هرکدام ازاحزاب به 2 دسته موافق و منتقد دولت تقسیم میشوند، احزاب موافق حمایت از دولت را برعهده دارند و احزاب مخالف نقش انتقادی از دولت را درجامعه دارند. گاهی این احزاب با نزدیک کردن نظرات خود به همدیگرتشکیل دولت ائتلافی میدهند، اما باز نقش انتقادی را در جاهایی که منافع را بر خلاف حفظ منافع جامعه یا منافع خود ببینند دارند.
2 در جامعه های دیکتاتوری احزاب به فراخور، خفقان دران نظام به دسته ای بیشتر یا کمتر تقسیم میشوند. مثلا حکومت عراق در زمان صدام یا لیبی درزمان قذافی و الان سوریه وبسیار دیگر از کشورها..... که نام بردن از تمام انها از حوصله خارج است. در این حکومتها احزاب یا موافق هستند، که از کنار این موافقت جیره میخورند. ویا مخالف هستند که باید در زندان ویا درخارج از کشورباشند. بطور کلی حزب وسط یا خنثی وجود ندارد. تنها دو گونه احزاب هستند موافق ومخالف، خوبی این حکومتها برای مخالفان این است، که دنیا میداند چگونه این کشورها اداره میشوند و هنگام قیام یا مخالفت اپوزیسیون ویا همان مخالفین یک دست هستند. ومیتوان در لیبی ، مصر ، تونس، یمن والان سوریه این امر را مشاهده کرد. وحکومتهای دموکراتیک دنیا نیز از حرکتهای ازادیخواهی ، انان حمایت میکنند. چون ماهیت دیکتاتوری ان حکومت شناخته شده است.
3 درحکومتهایی مانند جمهوری اسلامی این امر تقاوت دارد. یعنی احزاب به چندین دسته تقسیم میشوند، و این تقسیمات و موضع گیریها درزمان مخالفت وحذف شدن پدید میاید. اول دسته ایی که موافق هستند، وجیره خوار نظام هستند، وبه هیچ عنوان از مسیر تعیین شده راه را کج نمیکنند. حزب موئتلفه، انصار حزب الله و...        دسته دوم کسانی هستند که روزی ذوب شده در نظام بودند، بعد به این نتیجه رسیدند که اینگونه نظام نابود میشود، وقصد انتقاد کردن را درپیش گرفتند، البته نه به حذف یا نابودی نظام بلکه به قصد ترمیم  و بازسازی چهره نظام.   مانند اصلاح طلبان که روبروی نظام به عنوان انتقاد و ترمیم چهره جهانی ایستادن، ونظام  عده ایی ازانها را ترساند و به شکل یک حزب خنثی و یا درمیانه بازی کردن قرار داد انهم بازی که به نفع نظام باشد. مانند اصلاح طلبانی همچون اقای خاتمی، کواکبیان ، تابش و......  دسته سوم عده دیگر با دیدن اینکه نظام تغییر نمیکند، مخالفت کردندو درپی دادن هزینه شدن اما مخالفت با اصل نظام را درپیش نگرفتند . مخالفت باسیاست نظام را درپیش گرفتند ، نهضت ازادی. مجاهدین انقلاب اسلامی و....    دسته چهارم عده ایی دیگری هستند،  واقعا وبطور مستقیم مخالفت خود را با این نظام اعلام کردندومیکنند. وهزینه زندان ، تبعید واعدام را به جان میخرند. دوستان میبینید دراین نظام جمهوری اسلامی ، واقعا نمیشودبه یک یکپارچگی و یک دستی رسید. چون هرگاه مخالفتی صورت گیرد . 1عده ایی به عنوان موافق نظام عمل میکنند.   2عده ایی چراغ به دست مانند اقای خاتمی به دنبال روزنه اصلاحات هستندو خود هم میگویند که هدف انها نگهداری نظام است، نه حذف نظام.     3عده ایی دیگرمیگویند مدارا کنیم ببینیم شاید بهتر شود. و        4عده ایی هم مخالف بطور کامل با اصل نظام هستند    .و گروها و احزاب مخالف مخصوصا احزاب  با نام ونشان هرکدام میخواهند سرپرستی اتحاد وحرکت را داشته باشند، وحاظر  به گذشت برای رسیدن به اتحاد نمیشوند.  بخاطر همین عقاید و طریقه رفتار چند گانه ، که خود نظام چنین عملی را  میخواهد مخالفین به اتحاد نمیرسند. و ضرر بزرگتر گیج شدن حکومتهای دنیا است که ایا این نظام خوب است یا نه. واینگونه رفتار احزاب، باعث ضربه زدن به حرکتهای مردمی میشود. و حکومتهای دنیا هم سرگردان درموافق بودن ویا مخالف بودن مردم میماند.یعنی از این رفتار عجیب احزاب  شکل عجیب تری  درست  میشود، که برای کسی قابل شناسایی نیست.مثلا (شتر شیر گاو پلنگ) معلوم نمیشود چه سیاستی را باید درپیش گرفت! چون خود احزاب هم نمیتوانند به اتحاد برسند.
حال دراین شرایط وبااین اوصاف چه باید کرد؟  ایا بعداز33سال هنوز باید منتظر ماند؟  تا چه اندازه باید هزینه داد؟  الان وقت ان نیست که به طریقه  ساختارتشکیل هرم بعداز ساخته شدن احزاب عمل کرد! یعنی نمیشود منتظر بمانیم که احزاب به تصمیم گیری نهایی و اتحاد برسند، بعد فعالین شروع به حرکت و اطلاع رسانی بین مردم کنند کنند! چون اگر قرار بود چنین اتحادی پیش بیاید 33سال زمان برای انجام ورسیدن به اتحاد بود. اما احزاب توجهی به اتحاد ندارند. الان وقت ان است که بطریقه ساخت هرم احزاب عمل کنیم،  اما هرم عملکرد احزاب را باید وارونه کنیم .  الان باید فعالان خارج کسانیکه بدور از حزب بازی و جناح بازی باشند، کسانیکه عشق وعلاقه به میهن وازادی میهن داشته باشند. بدور هم جمع شوند سازماندهی فعالین داخل میهن را برعهده بگیرند، وبجای منتظر ماندن باید کار عملی کرد،  الان وقت انست که فعالین طریقه ساختن هرم ، احزاب را پیش ببرند البته نه بسوی حزب سازی، بلکه  بسوی فعال سازی مبارزین داخل میهن. وتمام مبارزین از هر قشر و گروهی که هستند، به دور از حاشیه و جناح بندی در زیر یک چتر جمع شویم . ومبارزین وفعالین خارج،  پلی برای هماهنگی بین فعالین وهماهنگی فعالین داخل و خارج شوند. و حال که در داخل ایران نظام اجازه هماهنگ شدن به فعالین  نمیدهند، باید فعالین دلسوز خارج از ایران سنگری، تشکیل دهند ومبارزین داخل را بایکدیگر هماهنگ کنند. باز هم اظهار میدارم به دور از جناح بازی و حزب گرایی ، نوعی اتحاد از همه فعالین ومبارزین از هر قشر وگروهی، که درد انها درد ازادی میهن باشد، نه درد به نان و نوا رساندن خود ویا حزب وگروه خود،ویا به پست ومقام چشم داشتن. در این زمان که بسیاری از کسانیکه سالها فعال سیاسی بودند، و دراین راه بسیار مبارزه کردند، دربدترین شرایط زندان ویا تبعید سر میکنند! وبرعکس کسانیکه به یک شب معروف شدند، و سابقه فعالیت سیاسی خاصی ندارند، با استفاده از جناح بازی وسخنرانیهایی که در ان غم مردم را میخوردندو در دل خون مردم را می مکند، برساحل امن نشسته، وگاهی شعاری میدهند وخبراز حرکت وعمل درخوری نیست.  وقت انست که بجای دلخوش کردن به اتحاد احزاب خود متحد شویم، و از حقارت رهایی یابیم. با نگاهی به حرکتهای اپوزیسیون ومردم تونس ، مصر ، لیبی ، یمن ، سوریه .......کمی به خود بیاییم کشورهای عربی سالیان سال دورتر از حرکتهای ازادیخواهانه ما بوده اند، اما امروز پیشرو. تاکی به انتظار اتحاد احزاب نشستن کمی دل به دریا زدن، کمی شجاعت بخرح دادن ونهراسیدن، فعالین دلسوزخارج از مرزها،  هماهنگی فعالین داخل را برعهده بگیرندو بیایید طرحی نو دراندازیم. دوستان یاران باتلاش هم هرم عملکرد احزاب را وارونه بسازیم. بجای دلخوش بودن به احزاب دلخوش به همت خود باشیم وفعالیت فعالان دلسوز.
زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران
نویسنده (ستار)
http://magalh91.blogspot.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر