ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

بیانیۀ دانشجویان آزادی خواه دانشگاه شیراز


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: همزمان با سیزدهم آبان ماه، روز دانش آموز، و در آستانه شانزدهم آذرماه، روز دانشجو، جمعی از دانشجویان آزادی خواه دانشگاه شیراز بیانیه ای منتشر کردند. در این بیانیه با اشاره به عزم حاکمیت برای سرکوب هرچه بیشتر دانشگاه ها و همچنین شرایط نابهنجار جامعه امروز کشور آمده است: «سر به زیر برف کردن و حقیقت را بر خود پوشاندن مانع رشد باورنکردنی آمار فساد این روزها نیست. خبر تجاوزهای دسته جمعی برایمان لالایی شبانه شده و آمار قتل های ناموسی و اسیدپاشی هایی که نشان از بیمار بودن جامعه دارد بر ناکارآمدی و ناکاردانی این حاکمان صحه می گذارد و به جای راه درمان پیش گرفتن به بیراهه هایی چون تفکیک جنسیتی همت گمارده اند».
چندی است شب گستران بر لایه های سیاهی می افزایند و با وقاحت هرچه بیش تر سوار بر مرکب جهل و تاریکی می تازند بر ما سپید اندیشان. بی خبر از این که روزی بغض ها ترکیده و مشت ها گره شده، پرده ی ظلمتشان دریده خواهد گشت و رسواییشان آشکار.
1- در شرایطی به روزهای دانش آموز و دانشجو نزدیک می شویم که دانش آموزان و دانشجویان حقیقی در زندان های سرکوب گران به مقام استادی رسیده و و درس پایداری را به ما می آموزند. می آموزند که تنها سلاحمان در برابر دیوان قصه های دیروز و حاکمان غصه های امروز امید است؛ که ما را یارای ایستادگی می دهد تا از پای درآوردنشان. روز دانشجوی امسال را حامد و کیانوش و صانع و... در مغاک خاک و بهاره و مجید و ... در زندان به سر خواهند برد. آری به روز دانشجو نزدیک خواهیم شد در حالی که دانشگاه ها در حال تبدیل به پادگان اند، روز به روز از بودجه های دانشگاه ها می کاهند تا هرچه بیشتر به ابزار سرکوب مسلح شوند. نصب تعداد زیادی دوربین های امنیتی با هزینه های گزاف هم زمان با قطع بودجه حمل و نقل دانشجویان است و افزایش سرسام آور هزینه تغذیه و خوابگاه ها، و در این مسیر حتی از جان آمنه هم دریغ نکردند. با شنیدن خبر فوت این دختر دانشجو در زیرزمین ساختمانی در دانشگاه امیرکبیر که محصول بی کفایتی و بی مسوولیتی روسای انتصابی دولت در دانشگاه هاست، موی بر تنمان راست می شود و هر وجدان آگاهی به درد می آید.
این امر امنیت مالی دانشجویان را به خطر انداخته است و بی شک این هجمه ناامنی و ریاضت عامل فساد خواهد بود! سر به زیر برف کردن و حقیقت را بر خود پوشاندن مانع رشد باورنکردنی آمار فساد این روزها نیست. خبر تجاوزهای دسته جمعی برایمان لالایی شبانه شده و آمار قتل های ناموسی و اسیدپاشی هایی که نشان از بیمار بودن جامعه دارد بر ناکارآمدی و ناکاردانی این حاکمان صحه می گذارد. به جای راه درمان پیش گرفتن به بیراهه هایی چون تفکیک جنسیتی همت گمارده اند؛ در حالی که در کشورهایی که توهمات بیمارگونه جنسی حاکمان، جایی در میان دانشجویان ندارند، نه تنها شاهد چنین سیلابی از فجایع نیستیم که رشد علمی و جایگاه فن آوریشان را هم به وضوح مشاهده می کنیم.
2- این بخش سخن خطاب به رهبری است که جلال سلطنتش و تقدس تصنعی اش، گوش و چشمش را بر شنیدن و دیدن امثال این نوشته بسته است:
آقای خامنه ای، گیریم که شما داناترین فرد روی کره زمین هم باشید، اما دم زدنتان از بصیرت تنها دانش خودتان را به سخره می گیرد. اگر معنای بصیرت شما، راهبری کشور به سوی اختلاس های هزاران میلیاردی، گروگان گیری های ناشیانه و حاکی از ترس، ظهور انواع جریان های انحرافی، انزوای جهانی و ایجاد موقعیت های تهدید خارجی، بالا رفتن خطرناک میزان بیماری های روحی و روانی در جامعه، تبدیل زندان به دانشگاه و دانشگاه به آزمایشگاه اسلام طالبانی و... هست، که هست، پس ما بر خود می بالیم که بصیرت نداریم. آری ما برای نرسیدن سرنخ فساد به بیتمان هرگز در روز روشن فغان نمی کنیم که "قضیه را کش ندهید!". آری در روزگاری که خوردن تخم مرغ اعیانی گشته و بهای یک کیلو گوشت از درآمد یک روز نیمی از شاغلان کشور گزاف تر است، دم از جهاد اقتصادی نمی زنیم. آری، شخصی را به مدیریت بزرگترین بانک خاورمیانه نمی گماریم که اکنون در خاک دشمن(!) در ویلای چند میلیاردی اش به ریشمان بخندد. آری ما بی بصیرتان همه اعتبار خود را برای کودتایی هزینه نمی کنیم که رییس جمهور منتصبمان یازده روز از خدمت سر باز زند، زیرا ما به جای بصیرت - کمی بیشتر از شما و همه ی اطرافیانتان - با رسم عدالت و جوانمردی آشناییم.
3- حال که کشتار و تحقیر حاکمیت سایه ترس بر جامعه افکنده، راه در انتظار کشیدن برای ظهور قهرمان نیست؛ نه حتی در قهرمان کردن کشتگان و اسیران. اما می توان با گرامی داشت یاد آنان که در راه دست یابی به حقوق پایمال شده مان خون و جان و امنیتشان را در کف نهادند و پاک باخته با فریادشان گوش استبداد را نواختند، گذشته را چراغ این راه بداریم.
بدین منظور از همه ی آن کسانی که حامد ها را کشتۀ راهی می دانند که همه با هم در راه باز پس گیری رایمان آغاز کردیم، از همین روز دانش آموز دعوت می شود که در روز 16 آذر- روز دانشجو- به یاد حامد نورمحمدی با حضوری کوتاه و نمادین میدان دانشجو را "میدان حامد" بنامیم. مکانی که در نزدیکی اش، او قربانی جهل، ظلم و قصاوت حاکمانی شد که رایمان را دزدیدند، رییس جمهورمان را، عزت ملی مان را، نانمان را و... .
از ساعت 18:00 الی 19:00 هر کداممان که دلمان برای این گونه پایان یافتن زندگی یک جوان بیست ساله می گیرد، می توانیم به محوطه ی فلکه ی "حامد" آمده و تنها با چند دقیقه قدم زدن (و ازین پس حفظ کردن این نام) بدون ایجاد یا گسترش خشونت - که خواسته ی حاکم خشونت طلب است - امید را به دل هایمان بازگردانیم و به خود ثابت کنیم که هنوز هم اعتراض هایمان باپرجاست و حاکمی غاصب، جاهل و فاسد را نماینده ی خود نمی دانیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر