ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

"اقای خامنه ایی" از قیامت می ترسید؟ یا ازحرف حق؟



درود بردوستان. « بنام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه برنگذرد»
"اقای خامنه ایی" بعد از نامه شیرزن دلاور وعزیز ایرانی، مادر "اقای دکترقاسم شعله سعدی"  که انگونه نوشته، اتشین این بانوی کهنسال ایرانی تو دهنی محکمی به شما وعوامل شما زد. قصد کردم این دست نوشته را بنویسم.  نامه های بسیاری از شیر زنان وشیرمردان ایرانی  برای شما نوشته شده،  درهرکدام از، ان نامه ها هزاران غمنامه از وضعیت ان عزیزان، وخانواده های عزیزانی همچون انها را هست. واگر چشم باز کنید، دنیایی از معرفت برای رسیدن به انسانیت، برای هر انسانی که کمی وجدان ،غیرت و معرفت دروجودش باشد، دراین نامه ها است. درتعجب ماندم چرا عرق شرم برپیشانی شما نمی نشیند واز خدا ارزوی مرگ نمیکنید!  شاید اینگونه مورد بخشش از طرف خدا قرار گیرید!  باور کنید     " اقای خامنه ایی" هرکدام از این نامه ها منتشر میشود تن من میلرزد، وبسیار خوشحال میشوم جای شما نیستم!   چون جایی که شما اکنون ایستاده ایید،  جایی برای نهایت رذالت وپستی است، وجای انسانهای خارو زبون است.     البته عذرخواهی میکنم از شما چون شما مقام بالایی دارید. شما بعداز یگ شبه از حجه الله ایی، به ایت الله ایی ورهبری رسیدن و به مرور زمان از خاک پای غلام علی.....تا به علی  رسیدن، وبعد اعلام کردید امیرالمومنین جهان اسلام هستید، و اکنون نیزخودرا نائب خدا  برروی زمین میدانید.    هرچند که این مقامات کذایی برای کسی ارزش ندارد، جز عوامل جیره خواردرون و برون مرز جمهوری اسلامی بگذریم،  قصد من این نیست مقام شما را اندازه بگیرم، چون به نظر من شما کسی نیستید ، که ارزش مقامی داشته باشید. قصد من این است که از شما سوال کنم وبدانم.
"اقای خامنه ایی" از قیامت می ترسید؟ یا ازحرف حق که سلطنت شما را،ویران میسازد؟
« فاش میگویم از سخن خود دلشادم  بنده عشقم واز هردوجهان ازادم »
ای نائب برحق خدا برروی زمین، "اقای خامنه ایی"،  درنمازجمعه وسخنرانیهای شما، اولین کلام وتکه کلام شما   اتقوالله  است، مردم را به تقوا وانجام عمل صالح، جمع اوری  توشه ایی برای قیامت دعوت میکنید.من ازشما سوال می کنم.     ایا شما به قیامت اعتقاد دارید؟   ایا ترسی ازقیامت دارید؟    وبه کدام قیامت اعتقاد دارید؟    قیامتی که میگویید خدا وعده داده؟    یاقیامتی که خود برپا کرده ایید؟     چون کسانیکه مخالف شما هستند وبازداشت میشوند، عوامل شما انها را به جاهایی می برند که،  به انها میگویند اینجا اخر دنیاست، اینجا برزخ است، اینجا قیامت است وروزحسابرسی وباید همه اعمال خود رابگویید. ومشغول شکنجه واعتراف گیری میشوند.   درقیامتی که شما برپا کرده ایید.، تقوا برای متهم وبازجو لازم نیست.  برای بازجو ابزار شکنجه و شکنجه کردن لازم است و برای متهم اقرار راست یا دروغ!  برعکس قیامتی که میگویند خدا اعمال کناهکاران وبی گناهان را حساب کتاب میکند، در قیامت شما فقط به حساب مخالفین شما رسیده گی میشود، انهم با شکنجه های وحشیانه!   پس شما را نمیتوان نائب خدا نامید!  شما از قیامت نمیترسید!.    اصلا اگر اعتقادی به قیامت داشتید، برای خود شکنجه گاه به اسم قیامت درست نمیکردید.  شما از قیامت نمیترسید چون اصلا ان راباور ندارید. واین دنیا را مکانی برای جولان دادن خود قراردادید.
اما میدانم که ازحرف حق میترسید!   چون حرف حق ویران کننده سلطنت شما است.  که اگر غیر از این بود، این همه عزیزما در زندانهای شماعمر سرنمیکردند. اینهمه انسان به خون خود نمی غلطیدند. حال که لیاقت شما نیابت خدا بر روی زمین نیست، کمی از مقام شما کم میکنم.   ومیگویم ای علی زمان، ای غلام علی، اینهمه که در خون خفته اند برای چه بوده جز ترس  شما ازشنیدن حرف حق؟    جز ترسیدن از ویرانی سلطنت خود؟   ای علی زمان ای غلام علی،  از اول زمامداری شما تا اکنون.... از قتلهای زنجیره ایی.... تا کشته شدن مرحوم فروهرها....حادثه کوی دانشگاه سال78 وخون عزیزانی که به زمین ریخته شد تا..... قتل سحابیها.... تا قتلهای بعدازتقلب در انتخابات سال88 بخاطرچه بود؟   جز ترسیدن شما ازشنیدن حرف حق؟     جزترس از ویران شدن سلطنت خودتان؟   پس شما را نمیتوانم علی یا غلام علی نام ببرم؟ چون علی و غلام علی که خونریز باشند نام انسانیت برانها زیاد است، ونام حیوانیت توهینی میشود به حیوانات.
نام شما را بخاطراینکه، مطلبم را به توهین الوده نکنم . همان سیدعلی میگویم. "اقای سید علی عزیزانی همچون قاسم شعله سعدی که برادر شهید است، "اقای طبرزدی" که برادر شهید است و خود جانباز، اقای سحرخیزکه ایشان هم برای دفع از این مرزو بوم جنگیده، وبسیار عزیزان دیگر......چرا باید درزندان عمر سرکنند؟    امثال "اقای ایت الله العظمی کاظمینی بروجردی، جز گفتن حرف حق چه دلیلی دارد که در زندان مانده است؟     دلیل زندانی شدن این عزیزان ونرسیدن به درمان این عزیزان چیست؟      گناه انان چیست ؟  جز گفتن حرف حق وترسیدن شما از ویرانی سلطنت خود؟   
اقای سید علی،  خانم شبنم مدد زاده وعلیرضا مدد زاده، این دو عزیز پدرشان جانبازو مجروح وشیمیایی است، به زندان افتادن این عزیزان دلیلش چیست؟ از این نمونه ها بسیار هستند.   شما با اسم شهدا، جانبازان، مفقودین حکومت میکنید، اما خود انها و اعضای خانواده انها در زندانهای شما عمر سرمیکنند.    "اقای جوادعلیخانی در زندانهای شما دچار خونریزی کلیه شده دلیل ان چیست؟    خانمها بهاره هدایت، مهدیه گلرو، نسرین ستوده، زینب جلالی .......وبیشمار نام میتوان برد.اینهمه به جرم گفتن حق و ترس شما از ویران شدن سلطنتتان در دخمه ها عمر سر میکنند.    شما که حرف از راستی و گفتن حرف حق میزنید این عزیزان به جرم گفتن حرف حق به زندان افتادند.   البته حرف حقی که شما میگویید بزنید.  مجیز گویی از شما است و حرف حقی که این عزیزان میزنند دفاع از ملت است.  اقای سید علی فرزند دلبندتان مجتبی اگر جای یکی از این انسانهای شریف بود چه میکردید؟  هرچند شما و فرزندشما انگشت کوچک این عزیزان نمیشوید!   این عزیزان بخاطر مجیز نگفتن وچاپلوسی نکردن، پیش شما و عوامل شما، وگفتن راستی و درستی در زندان هستند،  شما بخاطر برسلطنت ماندن و، جلوگیری از ویران شدن سلطنت خود، با حرف حق این عزیزان انها را در زندان، وتحت شدیدترین شکنجه ها قرار داده ایید. اقای خامنه ایی شما و عوامل شماهمچون طبل تو خالی، با صدایی گوش خراش میمانید. برون شما صدایی گوش خراش است،  وصدای گوش خراش شما همان ازارو اذیتی است که به ناحق برمردم میشود. درون شما تهی است از معرفت، وجدان، شرف....انسانیت که اگر ذره ایی درون شما از این عوامل که نام بردم بود،و نامه های این عزیزان را میخواندید. چنین بیرحم نبودید وهرکدام از نامه، ان عزیزان عرق پشیمانی وعرق مرگ بر پیشانی شما می نشاند. اما افسوس که درون تهی هستید!  برون شما صدایی گوش خراش ییش نیست، که شنیدنش باعث ازارهرگوشی است. و ان صدای گوش خراش خباثت و بیرحمی شماست. ودرون شما بیرحمی شما    در اخر مطلبم میگویم "اقای خامنه ایی" دنیا در گذر است شاید روزی گذر من به قیامتی که شما برپا کردید رسید، امیدوارم در ان روز در قیامت شما گلی برای شما نباشم بلکه خاری درچشم وپای شما وعوامل شما باشم،    واگر قیامت الهی بود، ان قیامت برگذار شد اگر درانجا گل نبودم خار هم نباشم.   و در اخر میگویم زمان ظلم شما کوتاه شده ودیگر به سرازیری سقوط نزدیک هستید. امیدوارم انروز شرمنده وسرافکنده باشید.
زنده وپاینده ایرانی و ایران جانم فدای ایران
نویسنده (ستار)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر