ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۷, چهارشنبه

حمایت از قربانیان شکنجه.



بیست و ششم ماه ژوئن ، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر سال ۱۹۹۷ به منظور مبارزه علیه عاملان شکنجه در سطح جهان و حمایت از قربانیان شکنجه ، روز بیست و ششم ژوئن را بدین عنوان نامگذاری کرد.                                        
اولین بار شصت و پنج سال پیش بود که واژۀ شکنجه رسما در یکی از اسناد بین المللی مورد اشاره واقع و در سال ۱۹۴۸ به هنگام تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، برای اولین بار "شکنجه" توسط جامعه بین المللی محکومیت یافت.
در سالهای پس از آن نیز با در خواستهای فراوان و فشارهای همه جانبه و پافشاری سازمانهای غیر دولتی و مدافع حقوق انسانها در سطح جهان ، سرانجام "بیانیه حمایت از قربانیان شکنجه و هر نوع رفتار بیرحمانه وغیر انسانی" در سال ۱۹۷۵ تصویب و انتشار یافت . در پی آن ، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال۱۹۸۱ صندوقی را بمنظور جمع آوری کمک های نقدی دولتها برای مقابله با شکنجه و حمایت از شکنجه دیدگان  تاسیس نمود تا  درآمد این صندوق در اختیار سازمانهای مردمی و حقوق بشری که شکنجه دیدگان  را یاری مینمایند ، قرار گیرد.
زان پس ، در سال ۱۹۸۴ " کنوانسیون علیه هر نوع شکنجه و بدرفتاری های بیرحمانه و غیر انسانی " به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید که پس از گذشت سه سال ، یعنی در سال ۱۹۸۷ به مرحله اجرا در آمد و نهادی تحت عنوان "کمیته علیه شکنجه" ، متشکل از کارشناسانی در این خصوص تشکیل و مسئولیت پیگیری و رعایت این کنوانسیون  در سطح جهان را عهده دار شد. بدین ترتیب ، اولین گزارشگر ویزه سازمان ملل درباره شکنجه در سال ۱۹۸۵ آغاز  بکار کرد.
سرانجام در سال ۱۹۹۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد ،  روز بیست و ششم ماه ژوئن  را بنام "روز جهانی‌ حمایت از قربانیان شکنجه"  نامگذاری نمود.
شکنجه یکی‌ از زشت‌ترین پدیده‌های تاریخ بشریت است که از قدمتی به بلندای تاریخ برخوردار می باشد که شاید بتوان گفت  به نوعی ، همزاد آدمیان است. گستره جغرافیایی شکنجه نیز چنان وسیع بوده و می‌باشد که هیچ یک از جوامع بشری را نمی‌توان از آن مستثنی نمود . هر چند که با تغییر ساختارهای  حکومتی در طی‌ ۲ قرن گذشته ، به تدریج از شدت و حدت  آن کاسته و دامنه و میزان شیوع آن کاهش یافته است ، اما هنوز بسیارند کشورهایی که به دلیل نوع ساختار سیاسی  ، فرهنگی ، اجتماعی  و ... خود ،  به وفور از این  پدیده زشت  و درد آور بهره گرفته و استفاده مینمایند ، به گونه ای که در سطوح و لایه هایی از اجتماع همچون خانواده‌ها  نیز قابل مشاهده است. در ایران نیز با وجود اینکه شکنجه قبل از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی رواج داشته و در  سطحی وسیع توسط نیروهای امنیتی علیه زندانیان سیاسی به کار میرفته است. اما در طول بیش از سه دهه گذشته درابعادی  وسیع و مختلف و با فجیع‌ترین شکل ممکن صورت پذیرفته و متأسفانه نه تنها برای افرادی که مستقیماً تحت شکنجه قرار داشته اند که برای خانواده‌ها و اطرافیان آنها نیز خاطراتی بس هولناک را یاد آور میگردد. این همه با توجه به شعارها و آمال و آرزوهای کنشگران و مبارزان سیاسی  و مردم خواهان تغییر سلطنت و ایجاد  رژیمی فاقد نقاط ضعف حکومت قبلی‌ و نفی شکنجه ، زندان و... اتفاق می‌‌افتد ، به گونه ای‌  که به روایت بسیاری از زندانیان و شکنجه دیدگان هر دو رژیم ، ابعاد وسیع و گونه هایی  از شکنجه که در زندانها  و نهاد های امنیتی رژیم حاضر اجرا و انجام پذیرفته و می‌پذیرد ، قابل  مقایسه با شیوه‌های مورد استفاده در رژیم سابق نمی‌باشد .
استفاده از شکنجه در جمهوری اسلامی ، از چنان وسعتی برخوردار است که علیرغم تمام انکارها ، بنیانگذار جمهوری اسلامی را مجبور به صدور فرمان موسوم به " فرمان هشت ماده ای "  در سال های اولیه استقرار نظام جمهوری اسلامی نمود که خود گویای وضعیت اسفبار آن دوران می باشد.  این فرمان اما تاثیری بر کاهش شکنجه نداشت ، آن گونه که گسترش این پدیده ، سالها بعد منجر به صدور فرمان دیگری توسط رئیس وقت قوه قضائیه ( آقای شاهرودی ) و متعاقبا تصویب " قانون احترام به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی "  گردید ، هر چند که این قانون نیز همچون اصول قانون اساسی و فرامین قبلی  به محاق رفت و به بوته فراموشی سپرده گشت.
اکنون رواج شکنجه چنان نهادینه گردیده که یادآوری نام نهادها و مراجع امنیتی و قضایی ، تداعی گر شکنجه است.
هم اینک بسیارند قربانیان شکنجه در داخل و خارج ایران  و بویژه درون زندان ها و بازداشتگاه ها که آثار وعوارض دردناک شکنجه های اعمال شده را تا پایان عمر بر دوش می کشند.
دکتر سید مصطفی علوی
۶/۴/۱۳۹۱ 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر