ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه

خانم نرگس محمدی، افتخار می کنم خواهری چون شما داشته باشم.




خانم نرگس محمدی، اگر بنده را قابل ولایق بدانید شما را،خواهری برای خود بدانم؟ و می دانم آنقدر روح بلند وبزرگی دارید، که این سعادت را ازبنده حقیر دریغ نمی نمایید. خواهرعزیزو شجاع من خانم نرگس محمدی نامه ایی خطاب به آقای دولت آبادی دادستان تهران نوشته بودید. درآن نامه اظهارداشتید که شما درخواست برای رفتن به زندان زنجان ندادید، و اعلام فرمودید هرحادثه ایی برای شما پیش بیاید مسئولیت آن به پای سران نظام است. خواهرعزیز آقای دولت آبادی وبسیار از سران این نظام وقاحت، برپیشانی خود داغ  مُهردارند و پیشانی خود را برای چاپلوسی درخیال خودجایگاه خدا کرده اند! اما دل خود را لانه و جایگاه شیطان! آیا شما گمان دارید آقای دولت آبادی از آقای مرتضوی دل رحم تر و شنواتر است، بنده چنین فکر نمی کنم!  ایشان نیز مانند آقای مرتضوی و اسلاف خود انسانی درنهایت خباثت و رذالت است!  این اشخاص برای حفظ قدرت از چشم کور هستند و از گوش کر!  برای این افراد هیچ چیز مهمتر ازنگهداری جایگاه خود، آن هم به هر طریق که شده نیست. خواهرم خانم نرگس محمدی شما با رفتار انسانی خود، و فعالیت حقوق بشری به مردم ایران و به تمام دنیا چهره کریه این نظام وسران آن را نشان داده اید. شما نشان دادید که درنظام فاسد وجلاد منشی چون جمهوری اسلامی، که برای  نشان دادن چهره، بزک شده خود به عنوان نظام مردم سالار چنین موجودات عجیب الخلقه ای حکومت می کنند و از هیچ ظلمی دریغ ندارند و مردم ایران درنهایت ظلم و بی عدالتی سر می کنند!  شما صدایی برای رساندن غم مردم ایران به دنیا شدید.  داشتن خواهری چون شما برای هر برادری افتخار است. حضور شما چنین بانویی درنهایت شجاعت وصلابت برای هر انسان پاک سرشت باعث مباهات، و افتخار بی نهایت بزرگ برای یک کشوراست.
خواهرعزیز امیدوارم هیچگاه گزند وآسیبی به شما نرسد وشما هم چون کوه استوار و پا برجا دربرابراین اراذل مقاومت کنید،  آیا گمان می برید که اگر خدای ناکرده مشکلی برای شما پیش آید بر دل آقای دولت آبادی (که داغ مُهربرپیشانی دارد، و داغ ننگ بردل) و یا سران دیگر نظام غمی می نشیند  و از عمل ننگین خود پشیمان می شوند؟ به خدایی که تنها او را می پرستم این چنین نیست! مگر حوادث متعددی که درسالهای نه چندان دور اتفاق افتاده فراموش کرده اید؟ از قتل خانم زهرا کاظمی تا قتلهای کهریزک، قتل پزشک وظیفه  کهریزک، قتل خانم هاله سحابی، آقای هدی صابر....وبسیاری از دلاوران ایران زمین. آیا این فجایع در دل این چنین عناصری که برلب ذکر خدا دارندو در دل ذکر شیطان اثری از پشیمانی ایجاد کرده؟ آیا این قوم بی رحم وبی عاطفه جوابگوی اعمال خود بوده اند؟  خواهر عزیزمن،  الان که شما درچنین وضعیتی هستید، بسیاری دیگر از دلاوران ایران زمین چون شما گرفتار و در رنج وعذاب هستند. آقای کبودوند به خاطر عیادت فرزند بیمارخود بودن دست به اعتصاب غذا زده است، کلیه های آقای حسین رونقی عفونت کرده، زندانیان سیاسی رجائی شهر را تحت بدترین فشارهای روحی و جسمی قرار داده اند.....تعداد بی شماری ازدلاوران در بند این نظام جلاد در زجرو عذاب بسر می برند  وقصد این نظام از این چنین رفتار و اعمال ننگین و حقارت باری، به نوعی قدرت نمایی کاذب ازخود و شکستن روحیه مبارز قهرمانان این مرزو بوم می باشد و حتی این نظام وقیح حاضر است با این عمل خود ذره ذره این عزیزان آزادیخواه را زجرکش کند. اما سران این نظام از خامنه ایی گرفته تا پابوسان درگاهش مانند حسین شریعتمداری، آقای دولت آبادی ....و تا کوچکترین عضو این نظام غافل از این هستند که مبارزان ایران زمین نه دربیرون از زندان ونه درون دخمه های این نظام ظالم روحیه خود را از دست نمی دهند و حقارت و پستی این نظام را بیش از پیش به دنیا نشان می دهند.
درآخر مطلبم ازتلاش شما و تمام مبارزین وفعالین راه آزادی ایران زمین تشکر می کنم و می گویم خواهرعزیزو بزرگوارم شرمنده شما و دو فرزند عزیز شما هستم. می گویم شرمنده تمامی آزادیخواهان و خانواده آنان هستم . می گویم شاید اگر ما هم چون شما به جای درس ترس، درس شجاعت آموخته بودیم امروزاینگونه این قوم بی رحم برسر ما ادعای بزرگی نمی کرد و به جای اینکه برسر قدرت باشدو مشغول ظلم کردن به مردم این کشور، در زیر دست وپای مردم ایران  درحال التماس بودند، اما افسوس که بین موفقیت وشکست دیواری است بنام ترس و هنوز یاد نگرفته ایم  این دیوار را بشکنیم و به آزادی و سربلندی برسیم. امیدوارم آن روز هرچه زودتر فرا رسد، روزی که ازدیوار ترس خود بگذریم وبه شجاعت برسیم.
 درآخرمطلبم می گویم، خواهرم به جای شما نیستم ومی دانم در رنج فراوان هستید. اما خدا را به شهادت می طلبم که حاضر هستم  مدت حبس شما رابنده به عهده بگیرم وتحمل کنم، خدا می داند از ته دل می گویم نه با اکراه بلکه با روی باز و افتخار حاضر به انجام چنین عملی هستم. فقط مسئولان این نظام جنایتکار ضمانت نامه بدهند که اگر بنده خود را معرفی کنم، دیگر باشما کاری ندارند و شما آزاد هستید حتی برای خروج از ایران، آن گاه با افتخار خودم را به جای شما معرفی می کنم. شما دلاوران و عزیزان باید باشید، چون با بودن شما مبارزان روحیه می گیرند و از این حالت ترس و رخوت بیرون می آیند. با بودن شما دلاوران جامعه به حرکت در می آید. باز درخواست خود را اعلام می دارم، در صورتیکه سران نظام ضمانت نامه بدهند  که خانم نرگس محمدی را آزاد می کنند و ایشان حتی حق خروج از ایران را دارد، بنده به عنوان یک ایرانی حاضر به تحمل حبس ایشان هستم . هرچند که حبس ایشان وتمامی مبارزین را قانونی نمی دانم، چون بازجوییها و دادگاهای جمهوری اسلامی را قانونی نمی دانم! اما حاضر به تحمل حبس ایشان هستم. و از تمام مزدوران نظام که در فیس بوک و سایت های مختلف نفوذ کرده اند، می خواهم درخواست مرا به گوش اربابان خود برسانند.
باز چون همیشه درآخر مطلبم می نویسم. زنده وپاینده ایرانی و ایران جانم فدای ایران
نویسنده ستار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر