ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

بیداری درجامعه ایرانی درون مرز، و برون مرز است؟ یا خواب غفلت.



درودبردوستان. درجوامع ایرانی درون مرز، وبرون مرزمعضلات بسیاری یافت میشود که شاید درظاهر امری عادی وطبیعی به نظر اید، اما باطن این اَمربسیار زشت و دور کُننده جامعه ایرانی ازاَهداف و اٰرمانهای رسیدن به ازادی و رهایی از چنگال استبداد است، نظام جمهوری اسلامی است!     مثلا:  روزهایی را بخاطردارم  که ازدواج کردن امری زیبا وبا اَرزش در بین ایرانیان بودو طلاق اَمری زشت و زننده!    اما امروزه، ازدواج کردن امری بی معنی ومانع پیشرفت دربین جوانان جامعه به نظر میرسد، و طلاق گرفتن، قبح وزشتی خود را از دست داده ونوعی تجربه زندگی محسوب میشود!    زمانی اعتیاد داشتن شخصی،  به مواد مخدراَمری زننده بنظر میرسید وخانواده شخص این امر را پنهان میکردند!   اَما اکنون اگر درمهمانی ویاجمع دوستان بساط دود برقرارباشدو شما ننشینید گویی امری زشت و زننده انجام داده اید و نوعی عقب مانده از جریان جو جامعه شدید!     همین طور که ارزشها و ارمانها تبدیل به نوعی قبح وزشتی شده است،  برعکس ان عوامل زشت جای خود را به ارزشهاو باورها داده است!    اکثرکسانی که درپای اینترنت به سر می برند به سوی سایتهای پورنو، چت های دوست یابی تمایل نشان می دهند. وبجای حرکت به سوی یک پارچه شدن برای رهایی از ظلم، گمان می بری اتحاد پیداکرده اند برای تلف کردن وقت وعمرخود، وقتی با انها درباره مبارزه ، فعالیت سیاسی صحبت می کنی طوری نگاه می کنند گویی قرار است کارخلافی انجام دهند، نه اینکه از حق خود دفاع کنند!  کارهای زشت درجامعه ایران جای هنجارها راگرفته اندو کارهای خوب جای ناهنجاری رابه خود اختصاص داده اند!  و یکی از دلائل خود رابرای بیان این مطلب، نمونه هایی است که در بالا درمطلب خود مثال اوردم.   نمونه بارزتری که  میتوان بیان کرد، واٰن راچالش جدی درجامعه دانست ظلم پذیری عده ایی ازمردم ایران اَست!   تطبیق یافتن عده کثیری از مردم جامعه  باظلم وستم نظام،  به طوری که قسمتی از مردم جامعه ایران در مدت این 33 سال نه بصورت ناگهانی و یکدفعه، بلکه بصورت اهسته وپیوسته خود را باظلم و ستم در جامعه تطبیق داده اند و پذیرا ظلم شده اند  این ظلم هر روز درجه ایی، بران اضافه میشود، اما در حالت بسیاری از مردم جامعه تغییری حاصل نمیشود و این ظلم را پذیرا میشوند!  همچون غورباغه ایی که اگر یکدفعه دراب داغ بیندازی او را از اب بیرون می جهد، اما اگر دراب سرد بگذاری وشعله را زیر ان بگیری در اب داغ هم میماند وپخته میشود اما تکانی نمیخورد!  چون غورباغه خود را با ان محیط تطبیق داده است، وبدن انکه خود بداند ازبین رفته است.   قسمتی از جامعه ایرانی درون مرز و برون مرز در این حالت گرفتار اٰمده اند!    جامعه ومردم جامعه به ظاهربیدارهستند، اما غافل از اینکه درباطن در خوابی عمیق بسر میبرند!    در فقر، فحشا ، سرقت، اعتیاد...بسر میبرند، اما میگویند چه کنیم زندگی باید کرد!   پای درد و دل انها می نشینی از زندگی که دران هستند ابراز ناراحتی میکنند، وحتی ارزوی مرگ را از خدا دارند، همه این افراد در صحبتهای خود به این امر اِذعان دارند،  مقصر این عوامل  نظام حاکم است و دران شکی ندارند!    اما وقتی سخن با انها میگویی که واقعا اگر درسختی هستید، پس چرا برای رهایی و از بین رفتن مقصران تلاش نمیکنید؟ گویی خاک مرگ برسر انها ریخته میشود! وهر کدام به هربهانه ایی از مبارزه شانه خالی میکنند!  یعنی به ظلمی که به انها میشود تطبیق پیدا کردند حاضر هستندظلم برانها رفته را تحمل کنند، اما به تلاش برای برانداختن این ظلم خود را به زحمت نیندازند!  وقتی باطن انها را می نگری گویی سالها است که خوابیده اندو قصد بیداری دراین جماعت ازخواب نیست!   مگر میشود مردم جامعه ایی در بیداری باشند و خود به مرگ خود راضی باشند، اما حرکتی برای از بین بردن عامل به وجود اورنده این وضعیت، اسفبار و مسبب ان نکنند؟  به این جامعه و مردم این جامعه چه میتوان گفت؟  جز بیداری ظاهری مردم جامعه ، اما درباطن خواب غفلت مردم جامعه.  به ظاهر بیدار و درباطن کاش درخواب بودند، که اگر درخواب هفت اقلیم بودند تا بحال بیدار شده بودند.
درجامعه برون مرزبا درون مرز تفاوت فاحشی نمی یابید!  جامعه ایرانی با پاگذاشتن بیرون از میهن خود فراموشی وطن را پیشه میگیرند.و به چند دسته تقسیم می شوند. عده ایی به خوشگذرانی و گشت وگذار مشغول می شوند!  عده ایی هم که داغ وطن دارند به دو دسته تقسیم میشوند. دسته اول گوشه عزلت وتنهایی را اختیار میکنند و حاضر به انجام فعالیت و هماهنگی و انسجام بخشیدن به صفوف مبارزان وطن نمیشوند، وغم خوردن را مایه تسکین خود می دانند!  عده ایی دیگر که مبارزه وفعالیت میکنند خود به نوعی بازبه دو گروه جداگانه تقسیم شده اند!  عده ایی که برای حفظ منافع حزبی، کسب شهرت فردی ویا رسیدن به منافع مبارزه میکنند و در این راه به تنها چیزی که اندیشه نمی ورزند اتحاد است،  و نوعی خودکامگی وخود فریفتگی را دارا هستند، وبخاطر این نوع مبارزه حتی بطورعمد ویا بصورت ناخواسته مشغول ضربه زدن به مبارزان واقعی  میشوند!   دسته دوم مبارزان واقعی هستندکه برای ازادی وطن تلاش میکنند بدون چشم داشت به منافع خاصی اما افسوس که، تا به یک پارچه گی نرسیده باشیم، نمیتوانیم درمبارزه براین نظام فاسدبرتری یابیم.  حال اگر مردمان کشوردیگر، ویا هرکسی جامعه ایرانی برون مرز و درون مرز ایران رابخواهد تعریف کند، یا براوردی از قدرت همبستگی این جامعه داشته باشد،  به چه جوابی میرسد؟  میخواهیم مثال اتحاد خود را در چه چیزو چه حرکت خارق العاده بزنیم؟  یکی از نمونه های اتحاد خود را میتوانیم مثال برنیم:  بگوییم ما ایرانیان برون مرزو ودرون مرز انقدر اتحاد داشتیم که 33سال توانستیم ظلم یک حکومت فاسد را تحمل کنیم، وخم به اَبرو نیاوریم؟     میتوانیم بگوییم این جامعه به ظاهر بیدارودرباطن درخواب، انقدر اتحاد داشت  که خون عزیزان ما برای ازادی،  زمین ایران را گلگون کرد، ما با اتحاد نظاره گر بودیم و فقط شعار شجاعت سر میدادیم!    یا مثالی زنده وقابل مشاهده بیاوریم.    میتوانیم بگوییم بخاطربیداری ظاهری و در باطن در خواب غفلت بودن ما، اتحاد ما چنان بالاگرفت که هزاران نفر از عزیزترین شخصیت های مبارزکشور ما دردخمه های نظام فاسد بسر میبرند، اما هنوزمابه خوداگاهی نرسیده اییم، خودباوری که جای خود دارد، که بدانیم ان ها که درون دخمه ها هستند انسان هایی هم چون ما هستندو ارزوی رهایی دارند!   ایا جامعه ایرانی و انها که یقه درانی برای ایران میکنند، اما از رسیدن به یک اتحاد عاجز هستند، تعریفی شایسته تر دارند،بگویند؟  ویا ان را به نگارش دراورند تا باغث افتخار جامعه ایرانی دردنیاشود؟   ای مبارزان و فعالین سیاسی، ای..... تورا به اشک مادرانی که درغم از دست دادن عزیزانشان خون میگریند،     تورا به اشک مادرانی که درغم به اسارت بودن  عزیزانشان ناله هایشان از فرش تا عرش میرسد،    تورا به گریه ها وناله های کودکان مادرو پدراز دست داده،  تورا به اه دل کودگان، پدرو مادر دراسارت بوده،    تورا به پیکرپاک عزیزانی که ارزوبه دل درخاک چهره فرو بستند،    تورا به اه وناله های اسیران دربند و خانواده های انها تو را به خاک پاک ایران قسم.  به خود ایید، بیدار شویداز این خواب غفلت! از وجدان خود بپرسید بیندیشید:
بیداری در جامعه  ایرانی درون مرز، وبرون مرزایران است؟  یا خوب غفلت 
زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران            
نویسنده ستار



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر