ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

ملتی، که هر بار به وعده ایی، دلخوش می کنند.


چند روز قبل درپارک نشسته بودم، دلم خوش بود دارم درس می خوانم. راستش پارک چه عرض کنم، نام بازار مکاره برآن گذاشتن بسی برازنده تراست ؟! چون درپارکهای نظام جمهوری اسلامی، همه چیز و همه گروه هستند؟!  هر عده ایی در گوشه ایی هستند!  عده ایی مشغول قمار بازی هستند، عده ایی مشغول اشاره دادن، به هم وادرس نشان دادن برای دوست یابی، عده ایی در حال معامله کردن مواد مخدر، عده ایی گوشه ایی را پاتوق کرده اند برای مصرف موادمخدر، و هرچه بگویم کم گفتم بگذریم.  روی صندلی پارک یا همان بازارمکاره نشسته بودم، ناگهان پیرمرد ضعیفی که اورا می شناختم  امد پهلوی من نشست. و گفت: پسرم 100تومان به من میدهی؟ کتابم را بستم باتعجب پرسیدم، پدرجان 100تومان میخواهی چه کار؟!   گفت گرسنه هستم دیروزتا الان چیزی نخوردم، می خواهم یک نان بخرم. گفتم پدرجان نان 150تومان است 50تومان دیگر راچه میکنی؟   گفت به نانوایی التماس میکنم میدهد!   گفتم پدر جان چه کاری است یک بار به من رو بیندازی ، یک بار به نانوا؟  راست می گفت خانه بنده خدارا می شناسم و از وضعیتش خبردارهستم، بگذریم انچه از دستم برامد انجام دادم، وبه خدا واگذارکردم.  اما بعد از ان دیگر بسیار درخود فرو رفتم، فکر کردم چگونه، این پیرمرد یا بسیاری هم چون او باید روزگارخود رابه سرببرند؟  پیش خودم فکرمیکردم چرا ما ایرانی ها انقدردررنج هستیم، وخود مقصر ان هستیم! 33 سال است، هر کس از راه می رسد وعده زندگی آباد را می دهد و، وعده بازگرداندن حق به باد رفته مردم را به انهامی دهد!  یک روز کسی می آید وعده ساختن وبهشت برین را میدهد!  روز دیگر کسی میرسد می گوید جنگ راه انداختیم ایران را ویران کرده ایم، مشغول ساختن می شویم وسختی ها را به پایان می رسانیم!  هنگام رفتن نام سردار سازنده گی می گیرد، اما بعداز رفتن وی و درسالهای بعد می بینی از ان زمان نقشه درسرش بود برای به دست گرفتن منابع ایران!  روز دیگر کسی به اسم اصلاحات می اید. و طوری از اصلاحات و اصلاح شدن نظام سخن می راند، گویی ارایشگاهی قرار است اداره کند! و با چهره خندان می اید و باچهره خندان می رود، گویی مردم را به پوزخندی به سْخره گرفته باشد. روز دیگر کس دیگری می آید صحبت ازهم دردِ مستمندان بوده می زند!  وجای تعجب اینجا است مردم ما در این  مدت این همه را دیده اند، وبه این نتیجه نرسیدند؟ که مشکل ما خود این افراد و نظام است هرسال روزگار سخت تر می شود، خوب چه کسی دارد این حکومت را اداره می کند؟  جز همین عوامل این بار مشکلات از کجا ناشی میشود؟ ایا روز اول که این نظام امد این همه گرفتار و در فقرو فلاکت بودیم؟  هنوز مردم ما ندانسته اند نباید فریب وعده خورد! ازعمل اقایان معلوم شده کار این افراد چقدر ارزش دارد! در این مدت33سال. تاکی منتظر معجزه باشیم؟ معجزه را ما می سازیم نه اینکه معجزه خود به خود وجود بیاید.
امروز روی سخنم با شما "آقای احمدی نژاد" است. کسی که خود را بی پدر معرفی کرد،و درد کشیده فقر دانست!  اما بعد معلوم شد این آقا پدرش زنده بود و بعد ازانتخاب شدن ایشان فوت کرد!  روی سخن من شما هستید، "آقای احمدی نژاد" که دائماٌ دست درجیب داشتید ومی خواستید اسامی دزدان را معرفی کنید!  باشما که فریاد حق طلبی و حکومت امام زمانی میزدید، شما که هر سال وعده نابود کردن بیکاری را دادید، شما که نه تنها بیکاری را از بین نبردید بلکه رکود اقتصادی و تورم شدید به بار اوردید!  وبسیار شعار دیگرکه از شمارش خارج است. "آقای احمدی نژاد" شما وعده هدفمند کردن یارانه ها(حذف یارانه ها) را دادید، و صحبت از برکت این پول را کردید. چون این پول را متعلق به امام زمان دانستید!  آقای احمدی نژاد" این پول امام زمان از بی برکتی گذشت و زندگی مردم را به تباهی کشاند!  آن دستی که در جیب می کردید برای در اوردن اسامی دزدان، الان معلوم شده که نه اسامی بلکه دزدان ویاغیان در جیب شما جا خوش کرده بودند! پرونده های فساد مالی بی شماری است، از پرونده میدان فاطمی....تا اختلاس شرکت امیر منصورآاریا. من تنها شما را مقصر نمی دانم!  این پایه واساس نظام جمهوری اسلامی است که برپایه، فامیل سالاری افراد برشغل هایی گمارده می شوند که نه برای کار، بلکه برای چپاول ان کار می ایند. امروز بسیاری از مردم و خانواده ها از خرید کوچکترین مایحتاج زندگی خودعاجز هستند!  ای اورنده عدالت امام زمانی، آیا به چشم دیده ایی خانواده ایی برای خرید نان قرضی در نانوایی برودو فحش بخورد؟  آیا دیده ایی مردمی را که در پای سطل اشغال میوه فروشی ها، اشغال میوه برمیدارند، وبه خانه می برند؟ حتما دیده اییدو خود را به نابینایی زده ایید! ای ریاست جمهورکه قرار بود بیکاری را ریشه کن کنی، شما نه تنها کاری برپا نکردید، بلکه همان مقدارکاری که بود را نیز ریشه کن کردید! شما بیکاری را ریشه کن نکردید! کار و کارخانه ها را ریشه کن کردید!  (سالی که نکوست از بهارش پیداست)
رهبرتان بعداز یکسال فکر کردن امسال را سال تولید ملی اعلام کرد. "آقای احمدی نژاد" فکر نمی کنید شما حرف رهبرخود را به ته کفش های خود حساب نکردی وسال بیکاری ملی را اغاز کردید؟ تعداد گارگران وکارخانه ها که از اول سال بیکار ویا ورشکسته شدن رامیتوانی به شمارش دربیاورید؟ "اقای احمدی نژاد" 8 سال گذشت و این یکسال هم رو به پایان است، نه کاری درست کردی نه بیکاری را ریشه کن!  نه فقیری را به ثروت رساندی ونه مستمندی را به نوایی!  نه خانواده ایی اباد شد، نه صاحب خانه ایی دلشاد..... اما ثروتمندان ثروتمند شدندو فقیران فقیر تر، دزدان ویاغیان امام زاده شدندو بی گناهان به جای جانیان و دزدان در زندانها!  شما شرمنده نمی شوید چون در دروغگویی وقاحت خاصی دارید! اما وجدان اگر دارید ببینید کدام وعده ایی که به مردم د ادید انجام شد؟  "اقای احمدی نژاد" وتمام سران نظام بترسید از آه مظلوم (آه مظلوم هم چو سوهان ماند  گر خود نبُرد بْرنده را تیز کند)
در پایان مطلبم چون همیشه میگویم زنده وپاینده ایرانی و ایران جانم فدای ایران
نویسنده ستار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر